تبليغاتX
حوای مهربان
ذره شو تا در دل افلاک آزادت کنند

 

 

گاهی باید خموش بود...

+ نوشته شده در  ساعت   توسط فاطمه بنت الزهرا | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
فقط چند قدم تا بهشت مانده است
دست خویش را به من بده!
بیا!
انتهای این مسیر میشود مصیر مااز آن هبوط!
انتهای یک صعود!
نه!
صبر کن اندکی درنگ کن
جوی آب را ببین سیب سرخ را نگاه کن
در مسیر جوی غلط میزند یا که رقص میکند
یا که ناز میکند گو نیاز میکند
آآآی با تو ام مهربان نگار من
سیب را ببین روی شاخه ! آن درخت
یادت امد ای حبیب من ! قصه ی خودم خودت سیب را
التهاب آن نیاز کودکانه ی نجیب را !
پس چه شد تو را !
نه چشم تو نه قلب تو قفل در درخت نیست !
چشم خویش را تو بسته ای
مهربان شدی گذشته ای
فاطمه بنت الزهرا

نوشته های پیشین
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
پیوندها
یکی مونده به آخر
فیروزه نشان
در مسیر پرواز
دختران آبادي(براي همسفران نوروز)
آوا
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM